پويانپويان، تا این لحظه: 20 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

پویان یکی یدونه

سلام سلام

سلام به روي ماهت به چشمون سياهت.سلام عزيز خاله عشق خاله يدونه خاله.امروز رفته بودي خونه دايي حسن پيش ساراو اميرحسين.حسابي بازي كردي به قول خودت شادي كردي كيف كردي.خاله فدات بشه . ...
6 مهر 1390

بی خبری

تلفن خونه مامان جون قطع شده.همیشه وقتی باد میاد اینجوری میشه.برای همین ازت بی خبرم نمیدونم چیکار میکنی.کجا میری.فقط میدونم هوا سرد شده و مامان جون برات یه ژاکت خوشگل بافته.مبارکت باشه عزیز دلم به سلامتی بپوشی ...
5 مهر 1390

خواب

الان كه دارم مينويسم ميدونم كه خوابي.دوستت دارم پويان جونم.خوابهاي خوبي ببيني عزيز دل خاله.از راه دور يه عالمه ميبوسمت ...
4 مهر 1390

تعطیلات

پویان جونم مسافرت خوش میگذره.پیش باباجون ومامان جون کیف میکنی؟این چندروز رو که نتونستم به اینجا سر بزنم برای این بود که مهمون داشتم.دایی علی با زندایی -نگین ونیما اومده بودن.خیلی خوش گذشت.جای عزیز دل خاله هم خیلی خیلی خیلی خالی بود. ...
3 مهر 1390